بررسی نمایشنامه های ارسالی
فرم معرفی و نقد آثار برگزیده "کارگاه نمایش نامه نویسی نوجوانان "
مراکز فرهنگی هنری کانون –1389
شناسه اثر :
|
نام نمایشنامه : بیسیم |
نویسنده : مهناز وثوقی |
ا ستان: خراسان جنوبی |
مرکز: بشرویه |
نام مربی : طاهره کیانی |
خلاصه نمایشنامه:
نمایشگاهی از اشیاءدفاع مقدس برگزار شده است .یکی از بینندگان این نمایشگاه دخترشهید مفقودالاثری است که با اشیائ نمایشگاه ارتباط برقرار کرده و بی سیمی رادر آنجا می بیند که متعلق به پدرش بوده و طی اتفاقاتی باعث پیداشدن جسد پدرآن دختر می شوند...
بخشی از متن نمایشنامه:
صحنه اول : نمایشگاه
یک نمایشگاه بااشیائی که مربوط به دفاع مقدس است وروی میزهایی چیده شده اند دیده می شود. چند بیننده هم درحال بازدید ازاین نمایشگاه هستند.دختری هم دربین بیننده ها است که حس غریبی دارد.
چفیه1: این دختر رونگاه کنید احساس می کنم می شناسمش.
چفیه2: آره راست میگی
چفیه 3: فکرکنم شبیه یه نفره.
چفیه1: مثلا کی؟
چفیه3: فهیدم فهمیدم این دختر خیلی شبیه شهید حمیدیه.
چفیه 2: شهیدحمیدی؟همونی که خبرآوردن مفقودالاثر شد؟
چفیه1: آره چه مرد بزرگی بود .
چفیه2: چه قدربه حضرت زهرا علاقه داشت اسم دخترش روهم زهرا گذاشت.
چفیه3: همیشه عکس دخترش همراش بود هروقت دلتنگ خانواده اش می شد نگاهش می کرد ومی خندید.
{درهمان هنگام دختربافردی تماس می گیرد}
دختر:سلام{مکث}من زهراحمیدی هستم.می خواستم بگم می تونم توی نشریه اتون باشما همکاری کنم؟{مکث}راستش پدرمن شهید مفقودالاثره .من مقداری ازخاطرات اون رو که دوستاش برام تعریف کردن جمع آوری کردم.میشه من این خاطرات روبه شمابدم تاتوی مجله اتون چاپ کنید؟{مکث}{باخوش حالی}ممنون من امروز خدمتتون می رسم .{تلفن همراهش راخاموش می کند وازنمایشگاه خارج می شود.}
چفیه2{باهراسانی}:دیدی؟دیدی چی گفت؟ گفت من زهراحمیدی هستم .
چفیه1{باتعجب}: باورم نمیشه یعنی این دختر شهید حمیدیه ؟
{چندنفردر حالی که جعبه ای دردست دارندواردنمایشگاه می شوندواشیاء داخل جعبه راکه شامل چندپیشانی بند ، بی سیم وپوتین است را روی میزها می چینند آن هایکی ازبی سیم هاراکه پارچه ای سبزرنگ به آنتنش بسته شده است را کنارچفیه هاقرار می دهند.}
بی سیم: سلام
چفیه هابه همراه پیشانی بندها:سلام
پیشانی بند:اسم صاحبت چیه؟
بی سیم: اسم صاحبم توی جبهه شهید عارفی بود اما حالا پیش دوستش آقای حسینی نگهداری میشم.
چفیه3 {باتعجب}:چی شهیدعارفی همونی که دوست شهیدحمیدی بود؟
بی سیم: آره.چه طورمگه؟
چفیه2: آقای حسینی هم دوست شهیدحمیدی بود.
چفیه4: درسته منم یه چیزایی یادمه.
بی سیم:بالاخره نگفتین چرا تعجب کردین؟
چفیه1:به نظرمن بهتره جریان روبراش تعریف کنیم.
چفیه4: آره همین .....
بررسی اجمالی و نقد نمایشنامه :
|
سرفصل ها |
معیار های ارزشیابی نمایشنامه |
ایده و طرح اولیه دارای موقعیت نمایشی عالی و خلاق است ، چراکه دارای تخیل نمایشی – عروسکی و منطق نمایشی خلاق است . محتوی و پیام در ارتباط با دفاع مقدس بسیار خوب و مفید است . پرورش موضوع و ماجرا جای کار دارد... |
|
انتخاب ایده وطرح نمایشی |
نو بودن ایده و طرح (خلاقیت) |
|
|
محتوی وپیام مناسب |
||
|
پرورش موضوع و ماجرا |
||
|
پردازش متن و طرح نمایشی |
||
|
ساختار متن (نمایشنامه ) |
شروع مناسب |
ساختمان نمایشی کار از طریق درگیری و تضاد ( کشمکش ) شخصیت های اصلی باید تقویت شده و به اوج برسد .( هنوز جای کار در ایجاد موقعیتهای نمایشی بیشتر و تقویت ساختمان نمایشی بر اساس ساختار ملودرام با عمل و حرکت نمایشی وجود دارد )) بازسازی بخشی از صحنه های نبرد در قالب فلاش بک ( خاطرات آقای حسینی و اشیاء : بیسیم و...) به جای گفتارها ، به نمایشی شدن بیشتر اثر کمک می کند . |
|
ایجاد موقعیت نمایش |
||
|
درگیری، ستیزه و تضاد ( کشمکش) |
||
|
گره فکنی و گره گشایی |
||
|
تعلیق و انتظار آفرینی |
||
|
نوآفرینی و خلاقیت های تکنیکی |
||
|
نقطه اوج |
||
|
پایان مناسب |
||
|
شخصیت پردازی نمایشی |
خلق شخصیت های نمایشی –نوآوری |
با توجه به نمادین بودن برخی شخصیت های نمایشنامه و ابعاد شخصیت ( آموزه های کتاب کار ) جای کار دارد . |
|
دیالوگ نویسی و زبان نمایشی مناسب شخصیت ها |
||
|
معرفی مناسب و منطقی شخصیت ها |
||
|
نقش شخصیت در پیشبرد موقعیت نمایش |
||
|
رعایت قواعد نگارشی نمایشنامه |
صفحه بندی و ترکیب صحیح نمایشنامه |
خوب است ، ویرایش نهایی نیاز دارد . |
|
درست نویسی و رعایت قواعد نگارش |
||
|
تمیزی و نظم و خوشنویسی یا تایپ متن |
||
|
علامت گذاری و نشانه پردازی |
پیشنهاد : در بیسیم علامت ، نشانه و نقشه ای از پدر پیدا شود که منجر به کشف پیکرها شود.